Menu

طریقِ صَلاح

تو، اِی جوان که مَنَت راهِ خیر میجویَم:
به پُشت گوش مَینداز آنچه میگویَم:

 

دَهَم نِشانِ تو هر نوگلی که در گلزار:
معطَّر است و مَنَش برگزیده می بویم:

 

به سوی خویش کَشَم دختران زیبا را:
اگر، هر آینه ناید به مِیلِ خود سویَم

 

زَنَم به ضربه چوگانِ دست از چپ و راست:
به سینه هاش، که گرد است و باشد آن، گویم

 

تو نیز همچو من ای نوجوان به پیما راه:
بدین طریق که من در زمانه می پویم:

 

نِمای زیر و زَبَر خَرج و دَخل را چون مَن:
که چون لَحاف دوشَک بوده، زیر و هم رویَم

 

چُنان (جلالی) میکوش در طریق صَلاح
مَگو زمانه هر آن جور خواست می رویَم

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *