…
تو، اِی جوان که مَنَت راهِ خیر میجویَم:
به پُشت گوش مَینداز آنچه میگویَم:
دَهَم نِشانِ تو هر نوگلی که در گلزار:
معطَّر است و مَنَش برگزیده می بویم:
به سوی خویش کَشَم دختران زیبا را:
اگر، هر آینه ناید به مِیلِ خود سویَم
زَنَم به ضربه چوگانِ دست از چپ و راست:
به سینه هاش، که گرد است و باشد آن، گویم
تو نیز همچو من ای نوجوان به پیما راه:
بدین طریق که من در زمانه می پویم:
نِمای زیر و زَبَر خَرج و دَخل را چون مَن:
که چون لَحاف دوشَک بوده، زیر و هم رویَم
چُنان (جلالی) میکوش در طریق صَلاح
مَگو زمانه هر آن جور خواست می رویَم