Menu

تَکفیرَم نَکُنید

بَندِ تابنده بِه پا، کَردَه زمینگیر مَرا
کَردَه از جُنبش و سیر و حرکت سیر مَرا

 

بَند بَستَند طَبیبان که نجُنبَند پائی:
که گرفته ست سواری به رَهی زیر مَرا

 

کاش یک مَردِ کمان کَش به غلط یا به درست:
میکَشید او که کُشَد با زَدَنِ تیر، مَرا

 

یا یکی مِی زده سر لشکر بَد مَست شَبی:
قاطِعِ شاهرَگی بود به شمشیر مرا

 

بود آنگاه دعایِ مَنِ افتادَه ز پای:
دَر حق آنکه رها کرده ز زنجیر مرا

 

طالبِ مرگ (جلالی) ست اگر، ای مردم:
نَنِمائید از این خواسته، تَکفیر مرا

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *