…
پرچم خَشم بر افراختهای یعنی چه؟
رنگ از چهره خود باختهای یعنی چه؟
هر که را با تو سَرِ صُحبَت و همدردی بود:
بی محابا مُتحَّذِر شده و تاختهای یعنی چه؟
سرد مهری تو با مردم دانا از چیست؟
با جماعات نپرداختهای یعنی چه؟
رأفت و مرحَمت و مقبلَت ای تُند بَیان:
حینِ گفتار بَر انداختهای یعنی چه؟
در سُخَن از کلماتِ خَشِن و ناهنجار:
جُملههائی سَر هَم ساختهای یعنی چه؟
عارفی گر به تو اندرز به خوشروئی داد:
با وی از چهر خَشِن آختهای یعنی چه؟
تو همَ ای فَردِ بد اخلاق (جلالی) را خوب:
حَدِّ خود حِیف که نشناختهای یعنی چه