Menu

غزل شماره ۲۱۱

209

۱- از دیده خون دل همه بر روی ما رود
بر روی ما ز دیده چه گویم چه ها رود
۲- ما در درون سینه هوایی نهفته ایم
بر باد اگر رود دل ما زان هوا رود
۳- خورشید خاوری کند از رشک جامه چاک
گر ماه مهرپرور من در قبا رود
۴- بر خاک راه یار نهادیم روی خویش
بر روی ما رواست اگر آشنا رود
۵- سیلی ست آب دیده و بر هر که بگذرد
گر چه دلش ز سنگ بود هم ز جا رود
۶- ما را به آب دیده شب و روز ماجراست
زان رهگذر که بر سر کویش چرا رود
۷- حافظ به کوی میکده دایم به صدق دل
چون صوفیان صفَّه دار الصَّفا رود

 

معانی لغات غزل(۲۱۱)

 

خون دل:کنایه از اشک چشم ؛ اشک خون آلود.

هوایی: آرزویی.

ماه مهر پرور:محبوب ماه مانند و مهر انگیز، معشوق مثل ماه و نازک طبع.

مهر پرور:با مهر پروریده شده،نازک طبع

آشنا:يار آشنا.

بر روی مارواست اگر آشنا رود:اگر يار آشنا، قدم بر روي صورت ما گذارد و برود روا پسنديده است.

ماجرا: بحث وگفتگو، گرفتاري وبگو مگو ، كشمكش.

صدق دل:خلوص نيت ، صفاي باطن.

صوفیانِ صُفّه :اهل صفه كه در صدر اسلام فاقد عشيره و قبيله ومنزل بوده وروزها بر روي صفه و سكويي مجاور حرم رسول اكرم ( ص) گرد هم جمع مي شدند.

دارالصفا:اشاره به خانه پيامبر اسلام .

 

معانی ابیات ابیات غزل (۲۱۱)

 

(۱) پیوسته خون دل ، از دیدگان بر روی چهره ما جاری است. چه بگویم که از دست دیدگان بر صورت ما چه می گذرد؟

(۲) مادر سینه و درون دل خود میل وآرزویی پنهان کرده ایم که اگر سر ما ( روزی) بر باد رود ، به خاطر آن آرزوست.

(۳) اگر آن محبوب ما پیکر نازپروده من ، قبا پوشیده خرامان بگذرد ،خورشید مشرق از حسادت جامه بر تن چاک خواهد کرد.

(۴) صورت خود را بر روی خاک راه محبوب نهادیم . روا باشد اگر آن یار آشنا پای خودرا بر روی صورت ما بگذارد .

(۵) اشک دیدگان ما به سیل می ماند . بر هر کسی که بگذرد ، اگر دل او هم چون سنگ باشد، از جای کنده و باخودمیبَرَد.

(۶) ما هر شب و روز با اشک دیدگان خود کشمکش داریم که چرا این اشک روان ( بدون ما) به سر کوی محبوب می رود.

(۷) حافظ ، همانطورکه مؤمنین اهل صفه همه روزه در محل صفّه ( مجاور حرم رسول اکرم (ص ) جمع می شدند،ازپاکی نیّت و صفای دل به کوی میکده می رود.

 

شرح ابیات غزل(۲۱۱)

 

وزن غزل: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن

بحر غزل: مضارع اخرب مکفوف محذوف

 

*

 

این غزل احتمالاً در اوایل حکومت شاه شجاع سروده شده و به جز بیت سوم آن که می توان ایهام آن را به شاه شجاع ربط داد ، بقیّه ابیات آن یک غزل عاشقانه را تشکیل می دهد . در نسخه های مختلف ، مصراع دوم بیت مقطع غزل به صورتهای : ( چون صوفیان صومعه دار از صفا رود، ( .. دارالصفا رود) آمده که ( چون صوفیان صُفه دارالصفا رود)  مضمون مناسبتری بود انتخاب گردید.

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *