| ۱- | از دیده خون دل همه بر روی ما رود |
| بر روی ما ز دیده چه گویم چه ها رود | |
| ۲- | ما در درون سینه هوایی نهفته ایم |
| بر باد اگر رود دل ما زان هوا رود | |
| ۳- | خورشید خاوری کند از رشک جامه چاک |
| گر ماه مهرپرور من در قبا رود | |
| ۴- | بر خاک راه یار نهادیم روی خویش |
| بر روی ما رواست اگر آشنا رود | |
| ۵- | سیلی ست آب دیده و بر هر که بگذرد |
| گر چه دلش ز سنگ بود هم ز جا رود | |
| ۶- | ما را به آب دیده شب و روز ماجراست |
| زان رهگذر که بر سر کویش چرا رود | |
| ۷- | حافظ به کوی میکده دایم به صدق دل |
| چون صوفیان صفَّه دار الصَّفا رود | |
معانی لغات غزل(۲۱۱)
خون دل:کنایه از اشک چشم ؛ اشک خون آلود.
هوایی: آرزویی.
ماه مهر پرور:محبوب ماه مانند و مهر انگیز، معشوق مثل ماه و نازک طبع.
مهر پرور:با مهر پروریده شده،نازک طبع
آشنا:يار آشنا.
بر روی مارواست اگر آشنا رود:اگر يار آشنا، قدم بر روي صورت ما گذارد و برود روا پسنديده است.
ماجرا: بحث وگفتگو، گرفتاري وبگو مگو ، كشمكش.
صدق دل:خلوص نيت ، صفاي باطن.
صوفیانِ صُفّه :اهل صفه كه در صدر اسلام فاقد عشيره و قبيله ومنزل بوده وروزها بر روي صفه و سكويي مجاور حرم رسول اكرم ( ص) گرد هم جمع مي شدند.
دارالصفا:اشاره به خانه پيامبر اسلام .
معانی ابیات ابیات غزل (۲۱۱)
(۱) پیوسته خون دل ، از دیدگان بر روی چهره ما جاری است. چه بگویم که از دست دیدگان بر صورت ما چه می گذرد؟
(۲) مادر سینه و درون دل خود میل وآرزویی پنهان کرده ایم که اگر سر ما ( روزی) بر باد رود ، به خاطر آن آرزوست.
(۳) اگر آن محبوب ما پیکر نازپروده من ، قبا پوشیده خرامان بگذرد ،خورشید مشرق از حسادت جامه بر تن چاک خواهد کرد.
(۴) صورت خود را بر روی خاک راه محبوب نهادیم . روا باشد اگر آن یار آشنا پای خودرا بر روی صورت ما بگذارد .
(۵) اشک دیدگان ما به سیل می ماند . بر هر کسی که بگذرد ، اگر دل او هم چون سنگ باشد، از جای کنده و باخودمیبَرَد.
(۶) ما هر شب و روز با اشک دیدگان خود کشمکش داریم که چرا این اشک روان ( بدون ما) به سر کوی محبوب می رود.
(۷) حافظ ، همانطورکه مؤمنین اهل صفه همه روزه در محل صفّه ( مجاور حرم رسول اکرم (ص ) جمع می شدند،ازپاکی نیّت و صفای دل به کوی میکده می رود.
شرح ابیات غزل(۲۱۱)
وزن غزل: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن
بحر غزل: مضارع اخرب مکفوف محذوف
*
این غزل احتمالاً در اوایل حکومت شاه شجاع سروده شده و به جز بیت سوم آن که می توان ایهام آن را به شاه شجاع ربط داد ، بقیّه ابیات آن یک غزل عاشقانه را تشکیل می دهد . در نسخه های مختلف ، مصراع دوم بیت مقطع غزل به صورتهای : ( چون صوفیان صومعه دار از صفا رود، ( .. دارالصفا رود) آمده که ( چون صوفیان صُفه دارالصفا رود) مضمون مناسبتری بود انتخاب گردید.
