Menu

غزل شماره ۲۲۲

220

۱- بر سر آنم که گر ز دست برآید
دست به کاری زنم که غصّه سر آید
۲- خلوت دل نیست جای صحبت اغیار
دیو چو بیرون رود فرشته درآید
۳- صحبت حُکّام، ظلمتِ شب یلداست
نور ز خورشید خواه، بو که برآید
۴- بر دَرِ ارباب بی مروّت دنیا
چند نشینی که خواجه کی به درآید
۵- ترک گدایی مکن که گنج بیابی
از نظر رهروی که در گذر آید
۶- صالح و طالح متاع خویش نمودند
تا که قبول افتد و چه در نظر آید
۷- بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر
باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید
۸- غفلت حافظ درین سراچه عجب نیست
هر که به میخانه رفت بی خبر آید

 

معاني لغات غزل(۲۲۲)

 

بر سر آنم : قصد آن را دارم ، برآن سرم ، عزم آن دارم.

زدست برآيد : مقدور و ممكن باشد.

خلوت: تنهايي گزيدن ، انزوا ، عزلت ، نهانخانه، جاي خالي از اغيار .

خلوت دل : شبستان دل ، نهانخانه دل .

اغيار : بيگانگان ، اضداد ، ناموافقان ( جمع غير ).

صحبت: مصاحبت ، هم نشيني.

حُكّام: فرمانروايان ، حاكمان.

ظلمت : تاريكي .

يَلدا: لغت مأخوذ از سرياني به معناي ميلاد عربي ، شب آخر پاييز اول زمستان كه درازترين شبهاي سال است و با شب اول جدي و هفتم دي ماه جلالي و بيست و يكم دسامبر مطابقت دارد و آن شب را شب ميلاد حضرت مسيح مي دانسته و قدما در اين شب مراسمي انجام و امروزه شب نشيني در اين شب رايج است ( فرهنگ دهخدا) .

بو، كه برآيد: شايد که طلوع كند، باشد كه سر بزند.

گدايي : ۱- سائلي۲-پرسيدن و طلبيدن براي رسيدن به كمال نفس

از نظر : از رأي، از فكر .

صالح: درست كاري ، نيكو كار .

طالح: بدكردار ، تبهكار

متاع : كالا .

سراچه : خانه محقر و كوچك .

 

معاني ابيات غزل (۲۲۲)

 

(۱) بر سر آنم كه اگراز عُهده اش برآيم، كاري كنم كه غم وغصه پايان پذيرد .

(۲) نهانخانه دل جاي هم نشيني ناموافقان و بيگانگان نيست آنگاه كه ديو از آن بيرون رود فرشته در آن فرود مي آيد.

(۳) هم نشيني با فرمانروايان ( بيدادگر ) ( به منزله فرورفتن در ) تاريكي شب يلداست . از خورشيد( عدالت ) نور طلب كن ، باشد كه اين مِهرِ جهانتاب عدالت طلوع كند

(۴) تاكي بَر دَرِ خداوندگاران بي رحم مي نشيني ، به اين اميد كه از خانه بيرون آيد ( و به تو التفات كند)

(۵) ترك گدايي و پرستش معنوي مكن تا از نظريات و عقايد مردمان حتي رهگذاران بتواني بهره برده به گنج معرفت دست بيابي .

(۶) هر دودسته نيكوكار و تبهكاري كالاي خويش را به نمايش گذاشتند بايد ديد تا كدام دسته مورد قبول قرار گرفته و چه كالايي مورد پسند واقع مي شود .

(۷) اي بلبل عاشق تو خواستار دوام زندگي باش زيرا سرانجام بار ديگر باغ سر سبز و گل بر شاخه شكوفا خواهد شد.

(۸) در اين دنياي بي مقدار ، نا آگاهي حافظ ( از پايان كار) تعجب آور نيست . زيرا هر كس در ميخانه ( اين دنيا) از باده هوا وهوس مست شد به ناچار از آن بيرون مي رود .

 

شرح ابیات غزل (۲۲۲)

 

وزن غزل : مفتعلن فاعلات مفتعلن فع

بحر غزل : مُنسرح مثمّن مطوي منحور

 

*

 

ایهامات این غزل براین گواهی میدهد که پس از رانده شدن شاه شجاع از شیراز وتسلط شاه محمود ودر زمان حکومت موقت او این غزل سروده شده است.

بیت اول دلالت بر همدستی و همکاری مخفیانه حافظ با شاه شجاع دارد و چنانکه قبلاً هم در این باره شرح داده شد روابط و پیغام بین حافظ و شاه شجاع برقرار بوده است. شاعر در بیت دوم ، شهر شیراز را جای هر دو مدعی نمی داند و می گوید شاه محمود عاقبت به بیرون رانده شده وشاه شجاع به شیراز بر می گردد . سپس در بیت سوم، مصاحبت و دوستی با حاکم ظالم و تبهکار را به فرو رفتن در تاریکی شب دراز یلدا تشبیه کرده و به خود می گوید که طالب نور خورشید شاه شجاع باشد. باشد که به زودی پیروز مندانه به شیراز بر می گردد. سپس در بیت چهارم ، انتظار و چشم داشت از شاه محمود را کاری بیهوده دانسته و در بیت پنجم صراحتاً می گوید هم شاه شجاع و هم شاه محمود نحوه حکومت خود را به مردم شیراز عرضه داشتند باید دید که مردم شیراز کدام یک را قبول کرده و مورد پذیرش قرار می دهند. سپس در بیت ششم ، خطاب به خود می فرماید تو هم صبر و شکیبایی از خدا طلب کن و امیدوار باش که عاقبت بهار آزادی به باغ شیراز بر می گردد و در بیت مقطع اشاره به غفلت و سهل انگاری قبلی خود دارد که نتیجه آن بی خبری و بلاتکلیفی فعلی اوست و ریشه این ایهام در این زمان بر ما معلوم نیست. باید دانست در بعضی از نسخه ها مانند نسخه قدیمی ودیوان انجوی شیرازی این دوبیت مشهور :

صبر و ظفر هر دو دوستان قدیمند

بــر اثر صبر نوبت ظفر آید

بـگذرد این روزگار تلخ تر از زهر

بار دگر روزگار چون شکر آید

 

را اضافه دارد و این ناتوان را عقیده براین است که این دوبیت نیز متعلق به حافظ و همین غزل بوده لیکن به علت صراحت گفتاری که در آن بکار رفته و احتمال خطر و گرفتاری از جانب شاه محمود و دار و دسته اطراف او که طبعاً از مخالفین و رقیبان حافظ بوده اند ،این دوبیت توسط حافظ سانسور و حذف شده ومعانی ظاهری و ایهام هر دوبیت نیز دلالت بر امیدواری وانتظار حافظ از رفتن حکومت شاه محمود و بازگشت شاه شجاع را می کند.

 

در پایان مفاد بیت دوم غزل واستعمال حتمی کلمه اغیار در آن بیت، از گفته های نجم رازی در مرصادالعباد سرچشمه می گیرد (بدانکه دل خلوتگاه خاص حق است و تا زحمت اغیار در بارگاه دل یافته شود غیرت عزّت اقتضای تعزّز کند از غیر و لیکن چون چاووش ( لااله ) ، بارگاه دل از زحمت اغیار خالی کرد منتظر قدوم تجلّی سلطان (الله) باید بود .)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *