Menu

گیج و گمراه

03-گیج-و-گمراه

مستیم و ندانیم که هشیار کدامست

خوابیم و نبینیم که بیدار کدامست

 

مستیم و ندانیم در این حُجره تاریک

از این همه در پردگیان یار کدامست

 

مستیم و در میکده اُفتاده به خاکیم

آنسان که نبینیم که دیوار کدامست

 

دورِ سر ما چرخ خورد چرخ و ندانیم

در دستِ که می گردد و پرگار کدامست

 

در دیده ما موج زند خون دل و ما

حیران دل و دیده که خونبار کدامست

 

کس نیست که از قافله سالار بپرسد

ای خفته! در این قافله بیدار کدامست

 

از بین همه مدّعیان هیچ نشد فاش

آگاه زمان، واقف اسرار کدامست

 

بر بستر این لاغر زرد آمد و می گفت

کس نیست! پس این عاشق بیمار کدامست

 

از محبس تن می شود آزاد «جلالی»

تا مقصد این مرغ گرفتار کدامست

 

یزد ۱۳۷۰/۱۰/۹

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *