Menu

دیوار کوتاه

05--دیوار-کوتاه

نه بر تن داغ جان سوزی نه بر لب آتش آهی

به شمع کشته ای مانم به خلوت در سحرگاهی

 

نه در ماتم سرای دل نشیند عشق دلبندی

نه از این خانه بیرون می رود اندوه جانکاهی

 

نه هست آن سر و بالا در گذرگاه نگاه من

نه این کبک خرامان می خرامد در گذرگاهی

 

فروغ عشق را در چهره او جلوه گر بینم

که خورشیدی فروزان پشت سر تابیده بر ماهی

 

درون پیله تن می خزد پروانه جانم

از این ظلمت سرا تا کی به در پیدا کنید راهی

 

به راه عشق بس دیوانگی ها کرده ام امّا

ندیدم در طریق عمر همچون عقل گمراهی

 

رُبایَند از «جلالی» ماهرویان زان سَبب دل را

که نبود همچو دیوار دلم دیوار کوتاهی

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *