مرو از دست ای دل، با نگاهی بر گلندامی
نگه بر قدّ گل مانند باشد بهر دل دامی
مدوز این دیده را بر تار زلف عنبرین بوئی
که روز روشن بختت شود تاریک چون شامی
چو جامی بر لبی، بگذار بر لب لعل میگون را
میسر نیست گر از می گذاری بر لبی جامی
خیال خام وصلت را، مپز ای بی نوا در سر
اگر محبوب باشد تازه رس چون میوه خامی
دلارامت اگر بالغ بود، آسان بود وصلت
توانی رام کردن نازنینی را به پیغامی
بسی آسان توانی گر دلت خواهد، کنی دعوت
ورا بهر ملاقاتی و دیداری به پیغامی
(جلالی) تجربیات جوانی را نهد این سان
به بیتی چند در نظمی برای عارف و عامی
یزد ـ ۹۷/۰۵/۱
