Menu

پیغام

چه خوش باشد ز دست مهربان نازک اندامی
که دارد خنده بر لب، گیرم از لب تشنگی جامی

 

چه خوشتر آنکه بود از شور مستی باشدم امکان
که گیرم زان دلارام و از آن آرام جان کامی

 

اگر اینگونه پیش آید، پس از دیدار او دیگر
نباشد در دلم از درد و رنج و محنت آلامی

 

برای دیدنش از چاره کوتاهست دست من
که تا آید، چه کس آیا تواند برد پیغامی

 

اگر باشد، به من او را شناسانید تا گیرد
دلم از دوری آن مهربان دلدار، آرامی

 

خدا را! گوش شیطان کر، مبادا با خبر گردد
رقیب و در ره دیدار یارم افکند دامی

 

(جلالی) خود ز جا برخیز و بند از پای خود بگسل
به راه وصل یار مهربان خود بزن گامی

 

یزد ـ ۹۷/۰۶/۵

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *