Menu

چهره عمر

عمر را چند دم، زدیم و گذشت
پلک چشمی به هم زدیم و گذشت

 

در سراشیب شاهراه حیات
چند سالی قدم زدیم و گذشت

 

جمع کردیم مکنتی کم و بیش
تکیه بر بیش و کم زدیم و گذشت

 

بر لب بام شهرت و شهوت
چند سالی علم زدیم و گذشت

 

حرف نیک و بد عوام الناس
نقل و از مدح و ذم زدیم و گذشت

 

در همایون و چارگاه و سه گاه
ضرب نحو اتم زدیم و گذشت

 

ساز و ضربی هم از نوا و حجاز
نغمه از زیر و بم زدیم و گذشت

 

پیچش زلف یار را بر دوش
پنجه در پیچ و خم زدیم و گذشت

 

سر ز جور وجود دور زمان
بر زمین عدم زدیم و گذشت

 

چهره عمر را (جلالی) حیف
رنگ با زنگ غم زدیم و گذشت

 

یزد ـ ۹۷/۰۶/۱۴

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *