Menu

گذشت دور جوانی

زمان و دور جوانی چو برق و باد گذشت
چو اسب تیز رو قاصد از بلاد گذشت

 

چه زود موی سر رو که بود همچون مشک
سیه، سفید شد و از سر سواد گذشت

 

رسید مرحله درد و رنج و محنت و غم
قطار و قافله شور و شوق و شاد گذشت

 

به روی حافظه، نسیان چنان حجاب کشید
که هر چه بود به خاطر، مرا ز یاد گذشت

 

من و تقبل این رویداد از سر درد
که بر جوانی من هر چه اوفتاد گذشت

 

قبول سردی دور شتاست بالاِجبار
چرا که مرحله صیف حار و حاد گذشت

 

پذیره باش (جلالی) به رویداد زمان
تصور غلط احسن العباد گذشت

 

یزد ـ ۹۷۱۴/۰۷/۱۴

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *