کودکان مردان فردایند و والاتر ز ما
گرچه می بینیم امروزند فرمانبر ز ما
ساده لوحانند و هر گفتار رطب و یابسی
بی تعقّل می کنند این کودکان باور ز ما
گرچه اول نشنوند اندرز و خودکامی کنند
با تذکرها اطاعت می کنند آخر ز ما
یک زمان بودیم ما هم خودسر و بی انضباط
حال اینانند گاهی بهتر و بدتر ز ما
بگذریم از کودکان و از بزرگان، بشنویم
گر که دادند از ره لطف و کرم اندر ز ما
سخت باشد سمع پند از خلق اما چاره نیست
سنگ سخت پند، از آنها و باشد سر ز ما
با بزرگان هم نشینی کن (جلالی) گاهگاه
تا مگر گیرند جام باده و ساغر ز ما
یزد ـ ۹۷/۰۷/۱۸
