Menu

محنت از فرقت

مایل دیدار روی ماه نگارم
هرچه کنم، دیده روی هم نگذارم

 

در ره او میدهم سر و دل و جان را
آنچه که دارم، تمام دار و ندارم

 

دوری او کرده بی قرارم و از دست
تاب و توان رفته است و صبر و قرارم

 

روشنی و انتظار صبح دل افروز
تیره ز حرمان شده ست و چون شب تارم

 

بغض مداماً گلوی من بفشارد
پتک ستم بر سر است و زیر فشارم

 

اینهمه محنت که می کشم به شب و روز
هست تمامی ز فرط دوری یارم

 

تا که به پایان رسید عذاب (جلالی)
نیز به پایان حیات، روز شمارم

 

یزد ـ ۹۷/۰۷/۲۸

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *