گونه ها از سیل اشک دیده ها دریا شده
تن ز بیتابی ضعیف الحال و جانفرسا شده
گوش ها از های های گریه شب های بلند
از شنیدن گشته کر، محروم از آوا شده
درد من از مرگ بی هنگام محبوبی بود
کز فراقش بر فلک فریاد واویلا شده
همنشینانم خبر بردند بهر دیگران
در میان آشنایان از غمش غوغا شده
داشتند آنها که حشر و نشر با او، این زمان
در تمام خانه هاشان محشری برپا شده
بر سر خاک مزارش قاریان فاتحات
دائماً از دوست دارانش کمرها تا شده
گرد و اطراف (جلالی) مهربانند جمع
چون ز فقدان نگاری مهربان، تنها شده
یزد ـ ۹۷/۰۸/۲
