رهروم در راه و باشد راه دور
جاده ناهموار از بهر عبور
راه پرپیچ است و باشد سنگلاخ
می نهم در هر قدم بر مار و مور
آب شیرین در مسیر راه من
نیست گر هم بود باشد تلخ و شور
گر کسی پرسد ز من مقصد کجاست
چیست مقصود تو از فیض حضور
گویمش باشد مرا دیدار یار
آرزوی دیده در حدّ وفور
شهریار من بسی دور است و من
میروم با میل و رغبت نی ز دور
باشدم مقصود شهر (شهریار)
تا ببوسم تربتش را روی گور
تا (جلالی) دوستان شهریار
شادمان گردند و گردد خصم کور
یزد ـ ۹۷/۰۸/۱۰
