Menu

بر تربت شهریار

رهروم در راه و باشد راه دور
جاده ناهموار از بهر عبور

 

راه پرپیچ است و باشد سنگلاخ
می نهم در هر قدم بر مار و مور

 

آب شیرین در مسیر راه من
نیست گر هم بود باشد تلخ و شور

 

گر کسی پرسد ز من مقصد کجاست
چیست مقصود تو از فیض حضور

 

گویمش باشد مرا دیدار یار
آرزوی دیده در حدّ وفور

 

شهریار من بسی دور است و من
میروم با میل و رغبت نی ز دور

 

باشدم مقصود شهر (شهریار)
تا ببوسم تربتش را روی گور

 

تا (جلالی) دوستان شهریار
شادمان گردند و گردد خصم کور

 

یزد ـ ۹۷/۰۸/۱۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *