Menu

حجاب چهره جانان

می بود پول و صرف خرید شراب شد
گاهی که کسر بود، گروگان کتاب شد

 

دور از نگار، شد جگر ما ز سوز هجر
چون دل کباب و دیده ز ماتم پر آب شد

 

از کی حجاب چهره، ره دیده را ببست
یا از چه کس چنین عملی فتح باب شد

 

راه خراب وصل دو دلبر نشد درست
زین فضل، شاهراه وصالت خراب شد

 

مانند زلف چین و شکن دار دلبران
بهر عبور مشکل و پر پیچ و تاب شد

 

چشمی که باز بود به دیدار مهوشان
در شام تار و تیره زلفی به خواب شد

 

بهر ثواب نیست (جلالی) حجاب چهر
باید برای کشف به راه صواب شد

 

یزد ـ ۹۷/۰۸/۲۱

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *