خوشا نسیم فرح بخش بامداد بهار
کنار جوی روان، پای سرو و بید و چنار
نوای بلبل و عطر و لطافت گل سرخ
میان باغ و کنار نگار در گلزار
خوشا خروش خراباتیان و ناله چنگ
ز کوی میکده با حال پیر خوش رفتار
چه خوشتر آنکه بود گلرخی میان باریک
گهی نشسته، گهی خفته، خنده لب به کنار
گر این بود که به دلم نیست آرزو دیگر
که باشدم ز پی مرگ در بهشت قرار
برآورم ز نشاط و ز فرط خوشحالی
در این جهان غم افزا، ز روزگار دمار
کنون بساز به ساز زمان ز ناچاری
چو پیش پات (جلالی) نبود راه فرار
یزد ـ ۹۷/۰۹/۱۱
