Menu

ماه دی

مه دی است و هوا سرد و ابر و دلگیر است
نسیم بر سر و صورت چو تیغ شمشیر است

 

زمین ز برف سفیدست و سطح معبر لیز
رونده دست به دیوار و پا به گل، گیر است

 

کنار کوچه سگ نیم مرده می بینم
نفس زنان و تو گوئی ز زندگی سیر است

 

گلوله های یخ روی شاخه های درخت
به پیش چشم چنان دانه های زنجیر است

 

به هر گذار ز بس دست و پا شکسته بود
به گوش از گذر آمبولانس آژیر است

 

مه دی است و چو پیرایه بسته ز برف
زمین به چهره، دلم پر ز برف بی پیر است

 

(جلالی) است یک از شاکیان آب و هوا
نعوذ بالله اگر مستحق تکفیر است

 

یزد ـ ۹۷/۰۹/۲۸

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *