چو با تو قهر نماید نگار سخت مگیر
به خود بر این غم و حال فگار سخت مگیر
چو سهل نیست امورت به مشکلات بساز
صبور بوده و با روزگار سخت مگیر
فشار کار شود محو با شکیبایی
بود چو شانه به زیر فشار سخت مگیر
و یا اگر که شدی مبتلای بی کاری
برای جستجوی کار و بار سخت مگیر
مصیبت و غم اگر جلوه کرد دایم نیست
بپوش چشم چو گشتی دچار سخت مگیر
پیاده نیز به مقصد توان رسید به جهد
بر اسب گر که نبودی سوار سخت مگیر
به یمن عقل (جلالی) ز حصر نادانی
برون روی به خوشی از حصار سخت مگیر
یزد ـ ۹۷/۰۹/۲۹
