دلبر، دگر به خانه ما در نمی زند
زین رو، به سینه مرغ طرب پر نمی زند
تنها نشسته، تنگ به پهلوی تنگ می
جنبده ای به خانه ما، سر نمی زند
آن ماهرو که گاه گهی هم پیاله بود
زنگ از ره مضایقه دیگر نمی زند
دارد کنون به یمن درآمد دماغ چاق
دیگر سری به خسته لاغر نمی زند
آری، در این زمانه بود هر که ناتوان
با او سخن حریف تو انگر نمی زند
ما را دگر به سر زدن یار امید نیست
بر ما مسلم است که دلبر نمی زند
بی هم پیاله باده ندارد اثر زیاد
تنها دگر (جلالی) ساغر نمی زند
یزد ـ ۹۷/۱۰/۲
