در کارگه خلقت تنها نه زمین باشد
گردنده بسیاری ز آیات مُبین باشد
منظومه شمسی خود یک ذرّه ناچیزی ست
در حلقه منظومات کمتر ز نگین باشد
این خیمه و این خرگاه از بهر بشر نبود
انگیزه خلقت را منظور نه این باشد
گویی است که می گردد از قدرت چوگانی
مشهود نه چوگان باز در عرصه زین باشد
در کار زمان اندیش که این رشته دراز آمد
هر لحظه در آن ملموس پیشین و پسین باشد
در کارگه امکان بافنده نامرئی
هر پرده که می بافد زین رشته عجین باشد
بافنده که می بافد بس پرده رنگارنگ
از چیست نمی دانم خود پرده نشین باشد
در دایره و بیضی رمزیست که در اشیاء
هر جا که نظر کردم زین خط به جبین باشد
با بند زمان بستند ما را به زمین چون مرغ
تن وزنه این بند است این وزنه وزین باشد
این نکته «جلالی» دوش یاد آمدم از حافظ
«در دایره قسمت اوضاع چنین باشد»
۱۳۵۶/۱/۲۱
