غمی همیشه به دل دارم و دلم شاد است
نشاط من ز وصایا و امر استاد است
که گفت حال غمین بودنت درآمد و رفت
گناه در حق بینندگان و افراد است
اگر خرابه نشینی، چو خوشدلی گویند
خوشا به حال فلانی که خانه آباد است
و گر هزار گره باشدت به رشته کار
گره گشای ز ابرو، نه جای فریاد است
بدان که عارف و مومن اگر بود در بند
گمان برند خلایق که شاد و آزاد است
خموش باشد و از درد دل بپرهیزد
صبور و با همه فرسودگیش فرساد است
(جلالی) آنکه غمین است و ظاهراً دلشاد
غریق بحر غم و ظلم و جور و بیداد است
یزد ـ ۹۷/۱۰/۹
