دل درون سینه نالان چون نی است
بر خُم غم خَم بود مست از می است
از لب خاموش من این ناله نیست
از دل است این ناله، آری از وی است
آنچنان نالد ز اندوه فراق
همچو بیماری که مرگش در پی است
سرد و سنگینند با دل، شور و شوق
آنچنان سردی که در ماه دی است
در مسیر شادمانی گاه دل
با خیال و وهم، سرگرم طی است
این دل شوریده در خواب و خیال
گاه پندارد چو کاووس کی است
چون (جلالی) میرود تا بام عرش
از زمین و بی نیاز از هی هی است
یزد ـ ۹۷/۱۰/۱۵
