Menu

هلال دی ماه

هلال اول دی ماه شد غروب نمایان
هوای دی بود ابری و سرد و برفی و باران

 

گذشت موسم پاییز و سرد و گرم، شب و روز
رسید سردی روز و شبان فصل زمستان

 

دو چتر زلف پریشان مه لقای من اکنون
به زیر چتر سیاه فراز سر شده پنهان

 

دگر ستاره به سقف کبود در شب تاریک
ز فرط ابر نگردد پدید و نیست نمایان

 

من بلاکش دوران، درون حُجره مدامم
کنار پنجره بسته پشت میله زندان

 

درون کوچه ایاب و ذهاب هست و لیکن
چه سود چون نبود بهر سیر و گشت من امکان

 

درون خانه به دامان به جای پیکر دلبر
بود ز غصه (جلالی) مدام اشک به دامان

 

یزد ـ ۹۷/۱۰/۱۹

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *