Menu

خطا و صواب

خطاها به راه خطر می برندم
ز بام صواب از خطا می پرندم

 

نمی بود اگر غم، کنون شور و شادی
به راه اندرند و نوا میدهندم

 

نسیم و هوای معطر ز دلبر
خبر داده و سوی او میکشندم

 

گرش باز بینم ندانم رقیبان
به خلوت کنارش دمی مینهندم

 

و یا اینکه اینان ز فرط حسادت
بدون تأمل چو سگ میدرندم

 

از اینان، درآیم ز پا احتمالاً
چو سنگ تمسخر به سر میزنندم

 

(جلالی) غلامی ست در بند دشمن
مرا دوستان عاقبت میخرندم

 

یزد ـ ۹۷/۱۰/۲۲

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *