آنکه از خرسندی از ترک غنا دم می زند
پشت پا بر مکنت و بر مال عالم می زند
در پی پرواز خود از فرش تا عرش برین
دائماً در انتظار و بال بر هم می زند
تا بگردانند رو، بر صورت نابخردان
سیلی بی اعتنائی سخت و محکم می زند
مشت بی رحمی زند دائم به مغز مفسدان
تا شود در پیش مردم پشتشان خم، می زند
نشنود هرگز صدائی جز به آواز اذان
مطرب ار برسیم تارش زیر یابم می زند
میدهد اندرز گر بیند پریشان خاطری
دائماً از بدبیاری، دم ز ماتم می زند
همچو خرسندان (جلالی) در مسیر راه فقر
پیشگام و پشت پا بر محنت و غم می زند
یزد ـ ۹۷/۱۱/۱۲
