تشنه آب حیات از لعل خندان توام
تا بود سالم ثنایایم، ثناخوان توام
از برای بوسه گاهی لب به لبهایم گذار
بوسه زن، بهر مکیدن باب دندان توام
بوسه از لعل شفا بخشد مرا درمان کند
من یکی از عاشقان و دردمندان توام
چشم خود را زیر پا کن در مسیر راه خویش
چون ز پا افتاده در خاک خیابان توام
پاسخم ده چون سلامت می کنم حین ورود
سوی منزل، کمتر آخر من ز دربان توام
حاضرم گر مایلی باشد محافظ روز و شب
در کنارت، در میان نه، من نگهبان توام
ده اجازت تا (جلالی) جان به قربانت کند
من بلاگردان جسم و جان جانان توام
یزد ـ ۹۷/۱۱/۱۸
