Menu

بهشت روی زمین

خوش است باده ز پیمانه ای، ز دست نگار
میان باغ و لب جوی و پای سرو و چنار

 

نوای بلبل خوشخوان فراز شاخه گل
سرود و بانگ دف و چنگ و نغمه های سه تار

 

خوش است صورت خوش آب و رنگ و زلف پریش
که از نسیم شود زیر و رو به چهره یار

 

گر این سه چار میسر شود، بهشت برین
فرود آمده گوئی، مرا به شهر و دیار

 

دگر هوس نکنم سیر و گشت باغ بهشت
بهشت حال همین جاست، می کنم اقرار

 

برای یافتن جای بهتری، دیگر
نیاورم به سر و مغز زار و خسته و فشار

 

فدای ساقی و دلبر کند (جلالی) جان
هم، آنچه را که مر او را بود ز دار و ندار

 

یزد ـ ۹۷/۱۱/۲۵

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *