Menu

اشک شوق

دیدار یار مایه امیدواری است
بر گونه اشک شوق از این کار جاری است

 

این اشک شادی است مبادا گمان بری
کار دو چشم غمزده ای گریه زاری است

 

یا آن که چون قرار ندارد کنار ما
آن گلعذار، آیتی از بی قراری است

 

درخواستم ز مردم چشم است اشک شوق
این یک نمونه کار به مردم سپاری است

 

نور جمال او که به زیر دو زلف تار
آید برون، علاج سیاهی و تاری است

 

آمد نگار و وعده وفا کرد و کار ما
جبران و آن به مقدم او جان نثاری است

 

گر یار خواهشم نپذیرد به بذل جان
بهر (جلالی) این دگر از بد بیاری است

 

یزد ـ ۹۷/۱۱/۲۷

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *