دلم هوای تو کرده ست و در بهانه تست
زبان شعر ترم باز در ترانه تست
مرا به دام فکندی و یاد می نکنی
ز خسته ای که به امید آب و دانه تست
چو مرغ بال به هم بسته ای به کنج قفس
تنم به بند و دلم در هوای خانه تست
چه سِحر بود به دیدار اوّلین که زبان
چو دل اسیر فسون گشت و در فسانه تست
بُوَد به دوش تو، اما شکست پشت مرا
شکنج آن خم زُلفی که روی شانه تست
جهان جوان شد و بوی بهار می آید
تویی به راه، گمانم که این نشانه تست
خطی به پشت کبود فلک نمایان است
اگر غلط نکنم ضرب تازیانه تست
ز دستِ غیبِ سبب سوز چند ناله کنم
که دستِ غیر سبب سازِ آشیانه تست
به یاد عاشق دلداده ات «جلالی» باش
که بین مدّعیان عاشق یگانه تست
یزد سه شنبه ۱۳۷۲/۱/۱۷
