Menu

چادر سیاه

حجاب بر سر و آنرا به روی شانه مگیر
سیاه چادر خود را به زیر چانه مگیر

 

چو بنگری که تو را بنگرم به کوچه گهی
مکن شتاب و مشو دور و راه خانه مگیر

 

مرا کبوتر بام و درت بدان، از من
ز آب و رنگ رخ و خال آب و دانه مگیر

 

اگر شنیدی و دیدی ترانه میخوانم
به ایست، دور مشو، گوش از ترانه مگیر

 

گهی تو را به لب بام و خانه می دیدم
ز من نگاه از آن بام و آشیانه مگیر

 

گره مزن به میان دو ابروی چو کمان
از این دو و کمندت مرا نشانه مگیر

 

سخن شنو ز (جلالی) به من مزن شلاق
از آن نگاه و مرا زیر تازیانه مگیر

 

یزد ـ ۹۷/۱۲/۳

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *