Menu

آفت عقل

آفت عقل بود شهوت و در پی ناچار
روز آن پیکر بی عقل شود چون شب تار

 

بین جمعیت جاندار فقط انسان است
که تواند او شهوت و هر میل مهار

 

هست قادر که زند با رسن دانش و عقل
بر سر دیو خطاکار و تبهکار افسار

 

کند از شهد خوشیهای طبیعت شیرین
کاسه زندگی خالی خود را سرشار

 

بر خود آسان کند و سهل و ز سدی گذرد
که بود در ره او مانع و باشد دشوار

 

ای بسا عقل که در مغز کسان کم باشد
ای بسا شهوت و جهل است در آن سر بسیار

 

فرد نادان شود از قدرت شهوت تسلیم
مرد داناست بهین فاتح در این پیکار

 

شهوت و جهل (جلالی) بود از آفت عقل
جهد کن تا شوی از خواب جهالت بیدار

 

یزد ـ ۹۷/۱۲/۵

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *