Menu

وصله ناجور

گرچه در کار ادب در شهر مشهوریم ما
گوشه گیریم و ز نزدیکان خود دوریم ما

 

جور و واجورند در اطراف ما اطرافیان
وصل آنها وصله مانندیم و ناجوریم ما

 

بین جبر و اختیار و کارفرما، کارگر
همچو فرد کارگر مانیم و مجبوریم ما

 

آمر و مامور می باشند اغلب مردمان
در بر ارباب نوکروار و ماموریم ما

 

وه! چه گویم از سلامت چون نمی بینم نشان
در خود و از فرط درد و رنج، رنجوریم ما

 

درد و رنج ما ز هجر یار باشد بی گمان
یکه و تنها درون خانه مهجوریم ما

 

صبر شد کار (جلالی) ز آنکه ایزد در کتاب
بهر صابر اجر فرمان داد و مأجوریم ما

 

یزد ـ ۹۷/۱۲/۹

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *