Menu

عاشق روی زنان

مرا که جان گرانمایه ام فدای زن است
مدام دیده تماشاگر لقای زن است

 

عقیده مند بر اینم، میان جنس ذکور
سری که عشق ندارد به زیر پای زن است

 

میان اینهمه بانگ و نوای موسیقی
بهین ترانه و آوازها صدای زن است

 

دلم به دیدن زن حین رقص میلرزد
چرا که دیده تماشاگر ادای زن است

 

هر آنچه از زر و مال است در خزانه من
نه از برای خودم بلکه از برای زن است

 

به جمع دیده مشتاق و رنجدیده من
همیشه خیره به چشمان سرمه سای زن است

 

از آن خوش است (جلالی) که مردم چشمش
نظاره گر به سرا پای خوش نمای زن است

 

یزد ـ ۹۷/۱۲/۲۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *