Menu

دم غنیمت است

چنان ز دوری دلبر، دلم اسیر غم است
که هر چه شرح زیادت دهم هنوز کم است

 

سرشک دیده چو باران و واژگونه به چهر
به صورتی ست کز آن روی هر دو گونه نم است

 

به گریه مردم چشم است لیک ناپیداست
چو پرده پوش بود پلک و زان دو دیده هم است

 

به جسم زار و نزارم کنون نشان حیات
همین به سینه فشار دم است و بازدم است

 

مسلم است و بدیهی به حکم قاضی عقل
وجود زنده بازنده بهتر از عدم است

 

اگر به راه حیات و ممات خوش نگری
تمام فاصله آن به قدر یک قدم است

 

بر این عقیده (جلالی) نفس کشد زیرا
غنیمت است دم و بازدم که زیر و بم است

 

یزد ـ ۹۷/۱۲/۲۷

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *