Menu

پیناس و نِفله

دادن زَنوم دو تا آواجیم همراه نَنَم
نَیزاشتَن که نِش تو پَر و بال خود زَنَم

 

باشد به عَینِ هُوَّنِ مُدبَخ عَیال من
مَن سَردچار این زن و چون دَسّه هُوَّنَم

 

بودَم توپُر، عَزَب که بودَم مِثِّ کُندَه تاق
پوکم حالا و تو خالی، چون بُتِّه یوشَنَم

 

دُور و وَرَم تموم شَل و کور و مبتلاس
سر می کنم باشون به هر دَگَنَه همراه زَنَم

 

سِف بود دَسّ و پا و تنوم مثل سنگِ سِل
اما حالا وارَفته و شل مِثِّ روغَنَم

 

با اینهمه به عین چراغ موشیوک هنوز
با اون کَت و کُلُفت سَرِ پِلتَه، روشَنَم

 

حسرت بَرَند دُور و وَریهام جملگی
در عین حال از من و از فوت و اَز فَنَم

 

هر چند مثل دُورِ جَوونیم نیستم
پیناس و پیر و نِفله (جلالی) و این مَنَم

 

یزد ـ ۹۷/۰۴/۲۹

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *