گاهی به رسم عادت سازم عظش بهانه
رفع عطش نمایم با آب هندوانه
گاهی زنم تفأل من با کتاب حافظ
آید به پاسخ من خوب و بد و میانه
باشد مرا عبائی از پشم اُشتر نر
اندازم اَر هوا سرد باشد به روی شانه
در گوشه حیاتم مرغ و خروس دارم
با بانگ قَط قَطائی خواهند آب و دانه
قصاب کوچه ما از بس گرانفروش است
وقت خرید باید دایم زنیم چانه
پیر است کلفت ما با چشم کور و باشد
خورخورکنان چنان خرس در خواب کنج خانه
من نیز چون (جلالی) از حرف رطب و یابس
سازم برای اطفال مانند این ترانه
یزد ـ ۹۷/۱۰/۲۵
