هنگام ظهر جائی گر کرده ام تأمل
از بوی قرمه سبزی پاهای من شده شل
بانگ و نوای بلبل در گوش من ندارد
رجحان ز جیرجیرش هنگام جوش و قلقل
ز آنرو که این خوراکی خوشبوترین خورشهاست
هر روز اگر بیابم آنرا کنم تناول
پرسی چه گونه خواهی شل یا که سفت باشد
در پاسخت بگویم، سفتش به است از شل
میل مرا مپندار لفاظی است در شعر
می باشد این تمایل در لفظ، جزئی از کل
دانی چه دوست دارم از بعد قرمه سبزی
در زیر سایه بید در باغ با گل و مل
محبوبه (جلالی) نامش بود گلندام
در غیبتش از اینرو باشم مدام با گل
یزد ـ ۹۷/۱۰/۲۶
