Menu

تحول در رفتار

دروغی، دوستت دارم، به آن نامهربان گفتم
ندانستم که با این گفته ام در تنگنا افتم

 

به پاسخ گفت آن شیرین زبان با حرف نتوانی
مرا مفتون خود سازی و گردی عاشق مفتم

 

صریح الهجه در گفتار بود آن ماهرو از بس
به خود لرزیدم از حاضر جوابی ها و آشفتم

 

پشیمان گشتم از حرف نخستین دروغِ خود
بَر او عاشق شدم اما نشد او همدم و جفتم

 

اگر بینی بود تر آستین پیرهن هایم
ز بس با آن ز روی چهره آب دیدگاه رفتم

 

بسا شب ها که بستم چشم خود در حال بیداری
به امیدی که در خوابش ببینم گوشه ای خفتم

 

(جلالی) تا مگر آگه شود از حال و روز من
فرستادم برایش این غزل چون بهر او سفتم

 

یزد ـ ۹۶/۰۷/۲۷

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *