Menu

طمع کار

یک طمع کار فضول همه چیز است و خطاست
به گمانش که در انظار عزیزست و خطاست

 

لحظه ای پیکرش از حرص نگیرد آرام
از سر جای خودش بیهده خیزست و خطاست

 

فی المثل کار کشد بی ثمر از میله کند
به تصور که چنان چاقوی تیز است و خطاست

 

چون پی جمع غذائی ست که ارزان باشد
به گمانش که به ره پِشک مویزست و خطاست

 

قیمت جوجه بریان چو نداند پرسد
میزند حدس که آن چند پشیز است و خطاست

 

می کند سعی به بلعیدن گردوی درشت
از دکانی، به گمان گوجَهِ ریز است و خطاست

 

این طمع کار زند کاسه خالی را لیس
نکند فکر (جلالی) که تمیز است و خطاست

 

یزد ـ ۹۶/۰۸/۳

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *