Menu

یار سنگدل

چونان که آب داخل خارا نمی شود:
با سنگدل معاملۀ ما نمی شود

 

درد فراق را نکند رفع جز وصال
با لَیتَ و لَعَّلَ مداوا نمی شود

 

گفتم که غول هجر کند گور خویش گم
دیدم به خواب رفته و برپا نمی شود

 

گفتند قول وصل ز دلبر توان گرفت
پنداشتم که می شود اما نمی شود

 

با صبر خویش حضرت یعقوب درک کرد
یوسف حریف مکر زلیخا نمی شود

 

ترفند گر مسبب رجحان دنیویست
هرگز معین رند به عقبا نمی شود

 

امروز را مناسب دیدار یار دان
عاشق اسیر مهلت فردا نمی شود

 

سوداگر خیال (جلالی) زیانگرست
عاقل مرید و آلت سودا نمی شود

 

یزد ـ ۹۶/۰۸/۴

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *