Menu

خواب وخیال

گذشت عمر به حال و هوای خواب و خیال
ز دست رفت جوانی به پای خواب و خیال

 

گلایه از که کنم چونکه شد به دست خودم
دو روز دور جوانی فدای خواب و خیال

 

فغان که همت و بیداری و عمل نگرفت
به تن، چو تاب و توان بود جای خواب و خیال

 

یلای پیری و بی تابی است دامنگیر
چه سان کنم عملی را، قضای خواب و خیال

 

امید آنکه از این پس دگر نیارد کس
به روزگار جوانی ادای خواب و خیال

 

نگفت کس به (جلالی) چگونه از سر خود
برون و رفع نماید بلای خواب و خیال

 

یزد ـ ۹۶/۰۸/۵

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *