Menu

رفتار مصلحتی

قلم ز دست من افتاد و زیر پا بشکست
تعمداً پی برداشتن نبردم دست

 

چرا که آنکه نویسد به حکم اجبار است
هر آن سخن که به دل نیست بر زبانش هست

 

من آن سخن که به دل نیست بر زبان آرم
وگرنه محتسبم می کشد به بند و به بست

 

ادای مست درآرم وگرنه هشیارم
که تا به دیده اغماض بنگرند به مست

 

نیاورند مرا در ردیف هشیاران
رها کنندم و من در روم چو تیر از شست

 

به میل حاکم جابر هر آنکه گفت سخن
ز قید و بند اسارت رهید و بند گسست

 

کنون صلاح (جلالی) ست تا که بگشاید
زبان به کذب و در آراد ادای باده پرست

 

یزد ـ ۹۶/۰۸/۱۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *