Menu

زیان اعتیاد

مستم ز باده، گوشه ای افتاده سرخوشم
کس نیست در کنارم و لب بسته خامشم

 

در نیمه راه میکده افتاده ام خموش
زیرا که راه خانه خود شد فرامشم

 

چشمم بود ز دور به خیل مسافران
گوشم به بانک خیزش و فریاد چاوشم

 

تقلید و پیروی ز رفیقان باده نوش
بود اشتباه محضم و حالی مشوّشم

 

بر راه و رسم خود ننهم نام زندگی
خود را ز فرط باده به تدریج می کشم

 

آن ساقی مسبب این اعتیاد من
حالی کجاست تا که ببیند چه می کشم

 

اقرار می کنم که (جلالی) مقصرم
من آش تلخ و شور بد خویش می چشم

 

یزد ـ ۹۶/۰۸/۱۲

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *