ز بس درآمد خود را به این و آن دادم
درآمده ست از این حیف و میل ها دادم
ز دست خالی و کندی دخل و خرج زیاد
ز تندباد حوادث ز پا درافتادم
چو بی حساب به این و به آن مدد کردم
ز پا در آمده و مستحق امدادم
خود انتقاد کنم تا که دیگران نکنند
علی الخصوص عیال عزیز و اولادم
شدم ز یاد و پشیمانیم، زیاد بود
چرا که یاد ندارم کسی کند یادم
گذشت دور و زمانی که شادمان بودم
کنون ز فرط غم و درد و رنج ناشادم
ز زاد و توش بود حالم از تهی دستی
بدان نمط که (جلالی) ز مادرم زادم
یزد ـ ۹۶/۰۸/۱۷
