Menu

دست خالی و تهی دست

ز بس درآمد خود را به این و آن دادم
درآمده ست از این حیف و میل ها دادم

 

ز دست خالی و کندی دخل و خرج زیاد
ز تندباد حوادث ز پا درافتادم

 

چو بی حساب به این و به آن مدد کردم
ز پا در آمده و مستحق امدادم

 

خود انتقاد کنم تا که دیگران نکنند
علی الخصوص عیال عزیز و اولادم

 

شدم ز یاد و پشیمانیم، زیاد بود
چرا که یاد ندارم کسی کند یادم

 

گذشت دور و زمانی که شادمان بودم
کنون ز فرط غم و درد و رنج ناشادم

 

ز زاد و توش بود حالم از تهی دستی
بدان نمط که (جلالی) ز مادرم زادم

 

یزد ـ ۹۶/۰۸/۱۷

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *