Menu

انتظار بازگشت

نشاط رفت چو آن یار از دیار برفت
ز جسم جان و توان رفت تا که یار برفت

 

بگفت پیش تو تا پای مرگ می مانم
چه شد که از برم آن یار ماندگار! برفت

 

برفت از بر من آن گریزپا و نگفت
چه روی داد که با حالت فرار برفت؟

 

به دل فتاده، ز گشت و گذار می افتد
برای گشتن اگر یار گلعذار برفت

 

اگرچه حین ملاقات یار رفت کنار
به پیش خود نبرم ظن که از کنار برفت

 

بلی، برفت ز پیش من و گمان نکنم
که پس نیاید و یکباره با فرار برفت

 

دلم خوش است (جلالی) نکرده ام کاری
که گویم از برم آن یار شرمسار برفت

 

یزد ـ ۹۶/۰۸/۱۸

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *