Menu

تأکیدِ هست

بسته بر عاشق دلخسته دری نیست که نیست
سوز غم در دل و در هیچ سری نیست که نیست

 

قدردان نیست بدان قدر که بایست، پسر
از پدر، گر چه فدایی، پدری نیست که نیست

 

بهر فرزند کند خرج پدر مال ولی
دخل بردن به خیال پسری نیست که نیست

 

هست اندیشه مرگ پدر از مغزی خشک
در پسر، بهر پدر چشم تری نیست که نیست

 

کاش در چشم پسر دیده آخر بین بود
در پدر، دیده پایان نگری نیست که نیست

 

معنی نفی مکرر که ردیف غزلست
هست و تأکید بود بی اثری نیست که نیست

 

گشته بسیار (جلالی) و به این شیوایی
بهر شکاک جز اینش نظری نیست که نیست

 

یزد ـ ۹۶/۰۸/۲۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *