سرم کنار تو فکر شکستگی دارد
دلم خیال ز خود رفع خستگی دارد
گشای دیده به رویم، ز جرم من بگذر
دلت اگر که سر چشم بستگی دارد
برد گلایه ز دلها کدورت از طرفین
نشاط و سرخوشی آرد، خجستگی دارد
گلایه باعث رفع کدورتست اما
به شرح و بسط شکایات بستگی دارد
وگرنه قهر و لجاجت ز هر طرف باشد
نشان خود خوری و خود پرستگی دارد
به هوش باش که: (یکسدت بی صداست) ولی
دو دست میل به رفع دو دستگی دارد
از آن (جلالی) غمدیده می کند اصرار
به بازدید، که این حال رستگی دارد
یزد ـ ۹۶/۰۸/۲۳
