Menu

بدگمانی دشمن

بستیم در خانه و هم باز نهادیم
بر دشمن و بر دوست ببستیم و گشادیم

 

گر دشمن ما شاد بود، غمزده باشیم
ور داشت دلی غمزده، ما با دل شادیم

 

یک چند از این شهر، چو رفتیم موقت
دشمن همه جا گفت که ما نفی بلادیم

 

این حضم قسم خورده که خواهد کشدم زار
ما بی گنه و بیهده در دام فتادیم

 

پنداشته از روی خطا، دشمن اوئیم
زین رو همه جا گفته که ما عضو زیادیم

 

بر خاک اگر جبهه ما با دو کف دست
باشد، نبود دشمن و بر وفق مرادیم

 

دشمن شده در ظن بدش غرق، (جلالی)
در کار عوض کردنش و رفع فسادیم

 

یزد ـ ۹۶/۰۸/۳۰

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *