Menu

چشم انتظار تو

ای مهر و ماه روز و شب و شمع محلفم
عمرت زیاد، من نه زیاد تو غافلم

 

باور مکن به در رود از سر خیال تو
این دوری تو درد و عذابیست در دلم

 

رفتی از این دیار و از آنروز تا به حال
عکست به قاب باشد و باشد مقابلم

 

گر خوانیم به خویش، چو شاهین به سوی تو
پرواز می کنم که به دیدار مایلم

 

دارم نظر ز فرش به عرش سرای تو
در فرش گرچه پای فرو رفته در گلم

 

چندی خیال وصل تو کردم ز سر برون
شد زین عمل ندامت بسیار حاصلم

 

باز آمد آن خیال و برفت از سرم جنون
زین روی، عمر و زید بخوانند عاقلم

 

روی تو دیده، دیده به هنگام شب به خواب
آنهم در آن زمان که بود خواب کاملم

 

با درد قهر و رنج فراقم دهی عذاب
صد حیف، لطف و مرحمتت نیست شاملم

 

چشم انتظار تست (جلالی) شبانه روز
ای مهر و ماه روز و شب و شمع محفلم

 

یزد ـ ۹۶/۰۹/۳

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *